Friday, June 19, 2009

محمودجان






محمودجان دلبندم وقتی ۴ نفر جیره خورت رو توی خیابون می بینی و جوگیر میشی یک زری میزنی فکر اینجاشم بکن که فرداش بگی نه من منظورم از خاشاک ال بود و بل بود فایده نداره چون لحن و قیافت از تلویزیون پخش شده . !!!ـ
تو کلاً نمیتونی زبون به حلق بگیری نه ؟؟؟
گرچه حق ملتی که روزشون بدون دروغ شب نمیشه - رشوه می گیرن - هر وقت حرف از دفاع از حق میشه جیم میشن - و هزارتا چیز دیگه انجام میدن که ربطی به دولت نداره و از شعور خود این جماعت ریشه می‌گیره ، همون چنان تویی هست !!!!!!!!ـ
ولی در کل : تقلب کردی و تابلو هم کردی با قطع وسایل ارتباطی و نشون دادن ترست از رای گیری مجدد اقلاً دیگه زبون درازی نکن ... شاید هم مثل دایی‌جان ناپلئون باورت شده جدی جدی طبیعی رای آوردی و بدون تقلب ! ـ
ـ
ـ

اینها همه دروغه ؟؟؟






بله همش دروغه : چه این انتخابات چه اون لوبیا سبز . همش نمایشه ! این بیاد یا اون فکر می کنین چی میشه ؟؟؟
خیال کردین قانون اساسی عوض میشه ؟؟؟ خیال کردین این چاقوکشهای مزد بگیر استعفا میدن یا اونایی که استخدامشون کردن ؟؟؟
خیال کردین اون مامور نیرو انتظامی چشم و گوش بسته از فردا میاد بهتون گل میده ؟؟؟
همه عین احمقها با تلویزیون حرف میزنن انگار اون یارو که تصویرش از تلویزیون پخش میشه میشنوه !!؟
چرا این ملت انقدر راحت بازی داده میشن ؟؟؟
جالبه مثلاً طرفدارای موسوی طرفدار دموکراسی هستن ؟! جرات داری جلوشون ازشون انتقاد کن !!! ـ

ـ


پ.ن : جناب شجریان از شما کمال قدردانی را دارم که همیشه حامی مردم و احساسات آنها هستید .

پ.ن : یک جمله همیشه توی ذهنم هست :‌میخوای کاری کنی خب بکن ولی زر نزن !!‌ دوستان سیاسی زر زدن کاری از پیش نمی بره اسنا همش نمایشه !! تاحالا به اون مغزهای نخودشتون نرسیده چرا یکدفعه توی این مواقع به رادیو یا تلویزیون حمله نمیشه ؟؟؟ برای اینکه قرار نیست چیزی عوض بشه ! همین حرفها همین مواضع حتی اگه موسوی هم بیاد ادامه پیدا میکنه و واقعاً تسلیت میگم به اونایی که بخاطر ونهای ارشاد رفتن رای دادن چقدر راحت بازی داده شدین
پ.ن : به خانواده قربانیان این حادثه تسلیت میگم .
پ.ن : به سایر خانواده ها که در آینده ممکنه خانواده قربانیا بشن هم پیشاپیش تسلیت میگم .
حالم از همه آدمهای احمق بهم میخوره

ـ

Monday, June 8, 2009

حالا هی بع بع کنید و بچرید برای دولت





بر پدر و مادر همه اونایی که به بهانه انتخابات خیابانها را بستند لعنت . یک مشت گوسفند هم پیروان اون دیکتاتور کوتوله و هم او لوبیا سبز و سایر بی پدرمادرهایی که می ریزند توی خیابون و مزاحمت ایجاد کنند و توی جسم تمام افسرهای کثافتی که جلوی اتوبوسهای اوم کاندیدای بی شرف و وطن قروش را نگرفتند

ـ

Wednesday, June 3, 2009

انتخابات






فقط یه پست با این اسم گذاشتم که منم مثل این جوجه سیاسی‌ها چندوقت دیگه ادعای سیاسی بودن و نبردهای خیابانی و توی دهن این و اون زدن بتونم بکنم
ـ
انتخابات !!! ... ـ
ـ

Thursday, May 21, 2009

نسرین ام اس گرفته





همه اینا برن بمیرن
به جای عکس اون آشغال می بایست عکس این موجود نازنین رو به در و دیوار می زدن
ـ


ـ

دوسم دارم ... بوس





همه هم بگین این یارو شاعر بوده من میگم چرت و پرت گفته ! ـ
حالا هی شعرهاشو پشت سرش تکرار کنین بگین به به به جان خودم اگه کسی فهمیده باشه اینا اراجیفه !!! ـ


بی بی سی فارسی ما رو با افغانها یکی کرده بعضی ایرانیها هم عین گوسفند هر علقی به خوردشون بدن نگاه میکنن ... ـ


باز انتخابات شد ما فهیم شدیم ؟؟؟ ... پولشو بدین ! ـ
خودتونین داش !!!! ـ


هرکیو می بینم احساس می کنم باید عاشقش بشم ! ـ


هرکیو نمیبینم هم باید ببینم شاید عاضق شدیم ... ـ



پ.ن 1:ودکای اصل هم بی‌تاثیر نیست !!!!

پ.ن 2: اصلاً اصل قضیه همین بود ... قصه ی ما دروغ بود
پایین اومدیم ماست بود ، هرچه بجز غم ، راست بود

پ.ن 3 : دلم رو سوزوندی ای عشق ! ... کظم غیض بگیری ای دل !!!ـ

پ.ن 4 : همین است که بوده و می باشد
ـ



ـ

Monday, May 4, 2009

در ارتباط نباشیم





اپیزود یک
آمدم خونه می بینم مادرعزیزترازجان نصف وسایل قفسه رو خالی کردن روی زمین ! چرا ؟ چون زنگ زدن شرکت داتک و گفتن اینترنت ما کار نمی کنه و از اونجایی که مادرجان هیچ اطلاعاتی از شبکه و مودم و کنترل پنل و امثال اینها ندارند و به جرات میگم تکنسین های داتک از مادرجان هم بدتر ! هیچی کار به اونجا رسیده که به ایشون گفتن سیم تلفن را چک کنید که دست بر قضا از پشت قفسه من رد میشده و عزیزان مثلاً فنی داتک عقلشون نرسیده که در ویندوز دوم ما این مودم تعریف نشده


ـ
اپیزود دو
بعد از کلاس سوار پیکان مسافرکشی شدم که دو آقا هم آمدند و رفتن عقب نشستند . دختر خانمی آمد و گفت " میشه شما برین عقب بشینین که اون دوتا آقا هم راحت تر باشند ؟؟؟‌" هرچی فکر کردم دیدم روش خیلی زیاده . گفتم من هم کیف و دستک دارم و جلو راحت ترم اونم رفت عقب نشست . ولی اعصابم خورده و نمیدونم از چی ؟؟؟
چون پررو بود ؟ چون پررو بودم ؟ چون حرفش خیلی احمقانه بود ؟ چون میخواستم سرش داد بزنم مگه من شوهرتم خبر مرگت با ماشین بعدی برو ؟؟؟ نمیدونم ولی حالم از این حرکات بهم می خوره دیگه هر خری یه بهانه میاره که خواهش کنه آدم نوبتش رو به اونا بده مثل این گداها یارو اون روز اومد جلو گفت آقا ببخشین با جاریم اومدم خرید یادم رفته پول بیارم ... ای اگه یه آر پی جی داشتم ... !!!!!! ـ


ـ
اپیزود سه
پسری بود که حدود هفت سال پیش که باهم دوست شدیم مودب و درسخون بود . به خانواده اهمیت زیادی میداد و حرفها و دری وریهای زشت تو دهنش نمیومد . چند سالی صمیمی‌ترین دوستای هم بودیم . مدت زیادیه که حالم ازش بهم می خوره حرف زدنش شده عین لات و لوتهای پایین شهر و همه فکر و ذکر و حرفاش راجع به اینه که چندتا مخ زده و با چند دختر خوابیده و از این قبیل ... آدمها تغیر می کنن و ممکنه به کسی تبدیل بشن که دیگه نمیخوایم باهاشون در ارتباط باشیم ... خب در ارتباط نباشیم !ـ


ـ
پ.ن : توقع زیادیه آدم از مردم بخواد در تعاملاتشون با ما مودب باشن ؟؟؟ شاید به دور از ادب خانوادگیشونه !!!!؟

ـ

Thursday, April 30, 2009

آشغال





چرا اینجا ؟ چرا توی این مملکت ؟‌... اصلاً چرا توی این سیاره ؟؟؟
یعنی در این پهنای گیتی با این وسعت و میلیاردها کهکشان نمیشد من توی یک منظومه ی دیگه به دنیا میومدم ؟؟؟ یا حد اقل توی این مملکت دزد بازار نبودم . هرکی تو این مملکت به آدم سلام میکنه قضیه سلام گرگ بی طمع نیست رو روزی در پی خواهد داشت . معمولاً در دو کلمه خلاصه میشه :‌پول و س ـ س !! ـ
این ماه هم صاحبکار محترم یک ریال اضافه کار به حسابم نریختند و من عصابانی ستم بخاطر حماقت خودم که اونجا خودمو به آب و آتیش زدم ... متاسفم که من هم در این نظام اداری قاطی خواهم شد . دودره بازی ! ـ


پ.ن : جدا اگه آدم کسی رو بکشه میره جهنم ؟ ... میشه یک نفر خلافش رو به من ثابت کنه لطفا ... خیلی فوری

ـ

Sunday, April 26, 2009

اراجیف





داشتم فکر می کردم چقدر حرف دارم که بگم ولی همیشه با هرکی راجع به هرچی حرف می زنم بعداً پشیمون میشم
از این خریدارهای لوازم منزلمون بگم که یکی از یکی کلاهبردارتر ؟
از اینکه هر روز بیشتر حالم از انسانها بهم می خوره
ـ ... یک مستندی در سه سی دی دارم که داره ثابت میکنه سال 2012 سال پایان جهانه ... امیدوارم ! ـ
سریال
smallville
را کامل دنبال می‌کنم و دارم به این نتیجه می رسم که لینال لوتر می خوام باشم چون هیچوقت دوستای رویایی سوپرمن رو نخواهم یافت

ـ